صائن الدين علي بن محمد تركة
مقدمهء كتاب 37
تمهيد القواعد ( فارسى )
تنبيه مؤلف متن - قده - همان طورى كه ذكر كرديم معتقد است از راه اينكه وجوب با ضرورت مساوق است و وجوب با اصل وجود متحدند ، نفس حقيقت وجود بدون ملاحظهء جهتى و حيثيَّتى منشأ انتزاع وجوب ذاتى است و اين ماهيت و عين ثابت است كه بامكان متصف است بحسب ملاحظات عقليه . اين برهان چون خالى از مناقشه نيست استاد محقق آقا محمد رضا - قده - آن را با مهارت به صورتى تقرير نموده كه مناقشه بر آن وارد نشود دلائل ديگرى نيز در كتب مفصله از قبيل مصباح الانس ذكر كردهاند كه برخى از آن دلائل را شارح محقق صائن الدين تقرير نموده است . بايد در اين معنا متعمّق بود كه بنا بر اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود و إثبات تشكيك خاص در مراتب وجود ، وجه صحت قول عرفا ظاهر مىشود و دلائل مذكوره ذهن صاف و غير معوج را بمسلك عرفا نزديك مىكند و به تدريج عقل حكم مىكند كه وجود واحد شخص است و از آن جا كه وحدت اطلاقى مساوق با وحدت شخصى است و شيء متصف به وحدت اطلاقى ، جزئي حقيقى است ، وجود منحصر است به فرد واحد نه سنخ واحد . به عقيده نگارنده وحدت شخصى وجود با انغمار در كثرات و توجه نفس بعالم كثرت آشكار نمىباشد و محققان از طريقهء مكاشفه به سرِّ وحدت پى بردهاند و سالك عقل نظرى وجود را متكثِّر و كثرت را حقيقى مىپندارد « 1 »
--> ( 1 ) تجلّى أسماء الهيّه نيز در توجه نفس به اصل وحدت و كثرت و حصول اعتدال در تعقُّل وحدت و كثرت ، مدخليَّت دارند و انغمار در طرف وحدت يا كثرت و نيز جمع بين وحدت و كثرت يا غلبهء حكم أحدهما بر ديگرى در عرصهء ادراك تابع استعداد محل قابل نيز مىباشد . استعداد سالك طريق شهود نيز شرط طى درجات كثرت و رؤيت وحدت است ، برخى از سلاك در مقام سلوك سريعاً بمقام فناء در توحيد مىرسند ولى مقهور احكام وحدت گرديده و از تأثير أسماء الهيَّه در صور خلقيه به كلى غافل مىمانند ، برخى در مقام هتك پردههاى پندار و يا كشف حجب نور محتاج بإتيان اعمال شاقّه و رياضات ندارند و در أسرع اوقات بمقام فناء و محو و ثم تحصيل بقاء بعد از فناء و صحو بعد از محو و تمكين بعد از تلوين مىرسند - كالنبي و على - عليهما السلام - و من شاء اللَّه من العترة عليهم السلام .